عزیزم یادت میاد قرار پشت پنجره مونو
از اینجا دانلودکن پنجره ها فرصت دیدار منو تو بودنپل عبوری واسه احساس منو تو بودنپنجره ها بسته شدن ، دلای ما خسته شدن.. هر روز از صبح تا غروب کنج خونه میشینمخیره میشم به پنجره شاید تورو ببینمپنجره ها وا نمیشن حتی واسه یه لحظهطفلی دله عاشق من تو تنهاییش میلرزهپنجره انصاف تو کودیگه دارم میمیرمخسته شدم ...
کارت دارم حتمااگه میخونی!!!!!!!! دیگه داره باورم میشه نمیخونی روزی هزار بار میگم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این چه قسمتیه تو نوجونی گفتن خامی الان با این سن هنوز نپختم  بابا خدا اینقدر زیر گازشو زیاد کرده جزغاله شدم  پس طالعم شومه . لعنت به این  سرنوشت شوم همه اینا با اومدنت کنارم برعکس میشه  هنوز امید دارم Ad...
روزها میگذره
روزها ی غم میگدره هر روز به نا امیدی از این روزگار شوم اضافه میشه اغلب تنهایی رو میگذرونم و اخر تفکرم داد میزنم سوختم مادر
عزیزم یادت میاد آخرین قرار پشت پنجره مونو
از اینجا دانلودکن پنجره ها فرصت دیدار منو تو بودنپل عبوری واسه احساس منو تو بودنپنجره ها بسته شدن ، دلای ما خسته شدن.. هر روز از صبح تا غروب کنج خونه میشینمخیره میشم به پنجره شاید تورو ببینمپنجره ها وا نمیشن حتی واسه یه لحظهطفلی دله عاشق من تو تنهاییش میلرزهپنجره انصاف تو کودیگه دارم میمیرمخسته شدم ...
عزیزم حتما بخون
قصه بگو تا بخوابمامشب قصه آمدنت را میخواهم ، میخوانی ؟!!. . .میدانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرفها را نمیفهمد !. . .دلم تو را ، فقط و فقط تو را از میان این همه ضمیر میخواهد ، همینو باز هم تو نیستی حالا که باید باشی و این یعنی ته بدبختی من !. . .گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاش...
گناه
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها حسرت ها را می شمارم و باختن ها وصدای شکستن را ... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم وکدام خواهش را نشنیدم وبه کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگــــــــــــــــم
مخاطب
عزیر تر از جانم بخوان دلنوشته ها را بیاد لحظه های ناب عاشقی که سرنوشت من را با نام تو آشنا کرد جایی که بند بند وجودم به عشق تو روز می گذرانند و تیک تیک ساعت فقط دوری تو را صدا می زند عزیز من با تمام وجودم دوستت دارم
عجیب
... چه غريبانه رفتآن پرنده کوچکوقتي از صداي گريه امخسته شد ! ! !((او حق داشتمن خنده را از ياد برده بودم )) ................................................... من بعد از توآدم عجیبی شده ام.
پاییز
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد حتی باغبون نفهمید ... که چه آفتی به من زد رگ و ریشه هام سیاه شد , تو تنم جوونه خشکید اما این دل صبورم به غم زمونه خندید آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی آسمون مست گناهی آسمون چه رو سیاهی اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خواب...
دنیای این روزهای من
دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شوده اينقدر دورم از توکه دنيا فراموشم شدهدنياي اين روزاي مندرگير تنهايي شدهتنها مدارا ميکنيمدنيا عجب جايي شدههرشب تو روياي خودم .. آغوشتو تن ميکنمآينده اين خونرو باشمع روشن ميکنمهر شب تو رويا خودمدر حسرت فرداي توتقويمم و پر ميکنمهر روز اين تنهايي و فردا رو تصور ميکنم...
چرا؟؟
دل ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﭼـــــﺮﺍ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺗﻨﮓ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ